ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

401

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

مبارزه با اين گمان باطل كمر بستم و بخصوص زخم را با آب سرد مىشستم و سرانجام به پاداش خود نيز رسيدم و آن اينكه ديدم اندك‌اندك جراحان بومى از روش نادرست خود دست برمىدارند . اما ضمنا به اين نكته نيز اعتراف مىكنم كه در به كار بردن آب سرد ، بخصوص آب يخ در سالهاى آخر اقامتم بيش از پيش احتياط مىورزيدم ، زيرا خود پى بردم كه با اين كار علاج بيمار در بعضى موارد به عقب مىافتد . جراحان از دست زدن به عملهاى بزرگ خوددارى مىكنند زيرا از بند آوردن خون به كمك بستن سر رگها ، عاجزند . اما به‌طور استثنا گاه اينجا و آنجا كسى پيدا مىشود كه خطر را ناديده بگيرد و دست به چاقو ببرد . در سال 1856 « 5 » يك روستائى پيش من آمد و خواست تا با كمك من از شر غدهء ليف - دارى كه در گوشش بود ، رهائى يابد . من به علت عمل بد انجامى كه تازه به آن دست زده بودم حال و حوصلهء كار نداشتم و از او خواستم چند روز ديگر مراجعه كند . اما درست شش هفتهء ديگر سروكلهء بيمار پيدا شد ، آن هم همراه يكى از جراحان ايرانى كه عمل را به كمك تيغ ريش‌تراشى انجام داده و غده را با كمال موفقيت خارج كرده بود . از جراح پرسيدم آيا هيچ مىداند در چه ناحيه‌اى دست به جراحى زده است . جواب داد : « برايم چندان مهم نيست ! » بعد چنين برايم حكايت كرد : « چند سال پيش به زيارت قبر پيغمبر به كربلا رفتم . در آنجا يك نفر سنى بىدين از من خواست كه غدهء گلويش را عمل كرده خارج سازم . بلافاصله شروع به كار كردم ، اما با كمال وحشت ديدم كه به محض به كار بردن چاقو ، خون همچون فواره بيرون مىزند . فورى چنين وانمود كردم كه بايد به خانه بروم و براى بند آمدن سريع خون گردى بياورم . به جاى اين كار به مدفن پيغمبر پناه برده در آنجا بست نشستم ؛ پس از چند روز توانستم پنهانى از آنجا بگريزم و صحيح و سالم به سرزمين مؤمنين برسم . من كه آن ماجرا را از ياد نبرده بودم اين بار قبلا پنج تومان از طرف گرفتم تا از حوادث احتمالى در امن و امان باشم . اما همانطور كه مىبينيد امام خودش كمك كرد و ديگر به فرار احتياجى پيدا نشد . » ابزار و لوازمى كه جراح ايرانى به كار مىبرد يا خيلى نتراشيده ، غير دقيق و محصول داخله است يا ساخت اروپاست كه در اين صورت يا آن را هديه گرفته يا خريده و يا به هنگام كمك به جراحى خارجى از او كش رفته است . بدين ترتيب است كه جعبهء ابزار آنها مخلوطى است از اسباب مختلف ساخت آلمان ، انگليس و فرانسه . غير از جراح ، دلاك هم در كار هست كه وظيفه‌اش مشت و مال بدن مشتريان گرمابه ، كوتاه كردن ريش و تراشيدن سر و از آن گذشته زالو انداختن ، حجامت كردن يا داغ كردن است . دلاكان را از سر و وضعشان مىتوان شناخت . كار شكسته‌بندى و جا انداختن اعضا و جوارح در رفته به عهدهء

--> ( 5 ) . برابر با 73 - 1272 ه . ق . - م .